دیکشنری فارسی

blotched

UKblɔtʃt

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked with irregularly shaped spots or blots

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن