دیکشنری فارسی

blotchy

UKblɔtʃiː

معنی فارسی

لک مانند لکه مانند مانند کلف پوشيده از لکه لکدار کک مکي

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

لک مانند، لکه مانند، مانند کلف

پوشیده از لکه، لک‌دار، کک مکی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked with irregularly shaped spots or blots
  2. marred by discolored spots or blotches “blotchy skin”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن