blotchy
UKblɔtʃiː
معنی فارسی
لک مانند لکه مانند مانند کلف پوشيده از لکه لکدار کک مکي
معنی کامل و مثالها
/-ē/adj.
● لک مانند، لکه مانند، مانند کلف
● پوشیده از لکه، لکدار، کک مکی
تعریف انگلیسی
adjective
- marked with irregularly shaped spots or blots
- marred by discolored spots or blotches “blotchy skin”