دیکشنری فارسی

blouse

UKbləs USblaus

معنی فارسی

پيراهن ياجامه گشاديکه کمربند ميخورد

معنی کامل و مثال‌ها

/blous, blouz/n., vi., vt.

● روپوش گشاد که کشاورزان و کارگران اروپایی می‌پوشیدند

● بلوز، پیراهن نسبتا گشاد و زنانه

● (در اونیفورم نظامی) فرنج، نیم‌تنه

● ژاکت پشمی ملوانان، پیراهن پشمی

● با پارچه پوشاندن، چین‌دار شدن یا کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'blouse', from Provençal 'blausa', from Medieval Latin 'blausia', of Germanic origin.

مثال

  • She wore a beautiful silk blouse to the party.
  • The blouse she was wearing had a floral pattern.
  • The saleswoman showed her a variety of blouses to choose from.

ترکیب‌های رایج

Silk blouse Cotton blouse Lace blouse Button-up blouse Sheer blouse

تعریف انگلیسی

noun
  1. a top worn by women

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن