دیکشنری فارسی

blow (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/blō/n., vi.

● (قدیمی)

● شکوفه، غنچه

● شکوفه‌ی خوشه‌ای

● شکوفایی

● شکفتن، شکوفه کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن