دیکشنری فارسی

blown (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/blōn/vi., adj.

● شکوفا، پرغنچه، پرگل، شکفته (full-blown هم می‌گویند)

● اسم مفعول فعل blow3

blown flowers

گل‌های شکفته

a full-blown storm

توفان تمام عیار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن