blubber (2)
معنی کامل و مثالها
/blub´ǝr/vi., vt., n., adj.
● هایهای گریستن (مثل کودک)، گریه و زاری کردن، زار زار گریه کردن
● با زاری گفتن، زاریدن
the child was blubbering loudly
بچه با صدای بلند گریه و زاری میکرد.
● از شدت گریه باد کردن یا خیس شدن
● گریه و زاری
● آماسیده، ضخیم