دیکشنری فارسی

blue fox

معنی فارسی

سگ روباه

معنی کامل و مثال‌ها

روباه آب فام (که بومی سرزمین‌های قطبی است و در برخی فصول رنگ آن خاکستری متمایل به آبی می‌شود)، خز این جانور و انواع مشابه آن

ریشه و کاربرد

Noun

A color variation of the red fox, characterized by a blue-gray coat.

ریشه

The word 'blue' refers to the color of the fox's coat.

مثال

  • The blue fox is native to the Arctic regions.
  • The blue fox's fur is highly prized for its unique color.
  • I saw a beautiful blue fox while hiking in Alaska.

ترکیب‌های رایج

Native blue fox Blue fox's fur See blue fox Blue fox blends in

واژه‌های دیگر با معنی «سگ روباه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن