دیکشنری فارسی

blue-chip

معنی کامل و مثال‌ها

/-chip´/adj.

● (بازار سهام) وابسته به سهام گران‌قیمتی که سابقه‌ی سودآوری خوب و ثبات قیمت دارد

● (عامیانه) عالی، پربها

تعریف انگلیسی

adjective
  1. extremely valuable “Rembrandt is considered a blue-chip artist”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن