پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
blushingly
معنی فارسی
درحال شرمندگي
واژههای دیگر با معنی «درحال شرمندگي»
ablush
سرخ، خجل، شرمنده
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن