board-surfer معنی فارسی موج سوار واژههای دیگر با معنی «موج سوار» skim boarder موج سوار washine موج سوار زن surfboat قايق موج سوار bodysurfer موج سوار بدون تخته flatlander موج سوار کم استعداد mat surfer موج سوار صفحه پلاستيکي pass under رد شدن از جلو موج سوار ديگر locked-in ناتواني موج سوار در خروج از موج three-sisty چرخش کامل 360 درجه بدن موج سوار hang five سوار تخته موج شدن با وزن بدن در جلو