دیکشنری فارسی

bob (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bäb/n., pl.

● (انگلیس - خودمانی) یک شیلینگ

they used to get four bob an hour

ساعتی چهار شیلینگ می‌گرفتند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن