دیکشنری فارسی

bobbery

معنی فارسی

اضطراب بهم خوردگي اغتشاش بيقراري تعرض مزاحمت

معنی کامل و مثال‌ها

/bäb´ǝrē/n., pl.

سر و صدا، قیل و قال، بیا و برو

واژه‌های دیگر با معنی «اضطراب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن