دیکشنری فارسی

bobble

معنی فارسی

ناشيانه گرفتن توپ (بيس بال)

براي لحظه اي توازن را از دست دادن (اسکي

روي آب)

معنی کامل و مثال‌ها

/bäb´ǝl/n., vi., vt.

حرکت به بالا و پایین، ورجه وورجه، ورجهش

تند به بالا و پایین (یا طرفین) حرکت کردن، ورجه وورجه کردن، ورجستن

منگوله، منجوق، گوی یا گویچه‌ی پشمی (که برای تزیین به لباس و کلاه و غیره بدوزند)

اشتباه لپی، خطای خجلت انگیز

(ورزش - به ویژه فوتبال امریکایی - کوشش برای در هوا گرفتن توپ) اشتباه لپی کردن، (هنگام گرفتن پاس) توپ را از دست دادن، خیطی بالا آوردن

he caught the ball and then bobbled it

توپ را گرفت ولی از دستش افتاد.

ریشه و کاربرد

Noun, Verb

A small ball made of wool or a similar material, used as a decoration, especially on a hat. Verb: To make a mistake or handle something clumsily.

ریشه

From 'bob' meaning to move up and down + '-le', a frequentative suffix.

مثال

  • Her hat was adorned with a large bobble.
  • He bobbled the ball but managed to catch it.
  • The bobble on her scarf added a playful touch.

ترکیب‌های رایج

Bobble hat Bobble stitch Bobble the ball

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن