دیکشنری فارسی

bod

معنی فارسی

بدن انسان آدم شخص

معنی کامل و مثال‌ها

/bäd/n.

(عامیانه)

بدن انسان

(انگلیس) آدم، شخص

ریشه و کاربرد

Noun

A person's body.

ریشه

Shortened form of 'body'.

مثال

  • He has a muscular bod from working out.
  • She showed off her beach-ready bod in a bikini.
  • His tattoos covered his entire bod.

واژه‌های دیگر با معنی «بدن انسان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن