bode (1)
معنی کامل و مثالها
/bōd/vt.
● از پیش آگاهی دادن، یمن داشتن (یا نداشتن)، شگون داشتن، پیشگویی کردن
* bode ill
بدیمن بودن، شگون بد داشتن، از آیندهی بدی خبر دادن
the dearth of rain bodes ill for the farmers
باران کم برای کشاورزان آیندهی بدی را نشان میدهد.
* bode well
خوش یمن بودن، شگون داشتن، از آیندهی خوبی خبر دادن
the meeting of the two leaders bodes well for the future of the country
ملاقات دو رهبر سیاسی برای کشور آیندهی خوبی را نوید میدهد.