دیکشنری فارسی

body count

معنی کامل و مثال‌ها

● شمارش جسدها (مثلا بعد از نبرد یا تصادف)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a count of troops killed in an operation or time period “the daily body count increased as the war went on”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن