دیکشنری فارسی

bolter (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bōl´tǝr/n.

● اسب رموک، اسب رمنده، اسب چموش

● مرتد، کسی که از حزب یا دسته‌ی خود کناره‌گیری کند، بی‌وفا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن