دیکشنری فارسی

bolus

US'bəuləs

معنی فارسی

قطعه کوچک وگردي از هر چيزي.

ماده ي حاجبي که براي سرخرگ نگاري وارد

رگ ميکنند، حب بزرگ، قرص درشت

معنی کامل و مثال‌ها

/bō´lǝs/n., pl.

توده‌ی گردی از هر چیز (مثلا غذای جویده شده)، نواله، لقمه

(پزشکی) ماده‌ی حاجبی که برای سرخرگ نگاری وارد رگ می‌کنند

(دامپزشکی) حب بزرگ، قرص درشت

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'bolus' meaning 'lump' or 'clod'.

مثال

  • The food is chewed into a bolus before it is swallowed.
  • The nurse administered a bolus of medication.
  • The bolus moved down the esophagus into the stomach.

ترکیب‌های رایج

Chew into a bolus Swallow a bolus Administer a bolus Form a bolus

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small round soft mass (as of chewed food)
  2. a large pill; used especially in veterinary medicine

مترادف‌ها

noun
Bole, large pill.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن