bomb proof معنی فارسی ضد بمب ، پناهگاه يا ساختماني که در مقابل بمب مقاوم باشد واژههای دیگر با معنی «ضد بمب» commitment position نقطه پرتاب بمب ضد زيردريايي antiwithdrawal device وسيله ضد باز کردن ماسوره بمب، وسيله ضد دستکاري ماسوره ashcan سطل زباله، اشغالدان.، بمب زيرآبي