دیکشنری فارسی

bon ton

معنی فارسی

روش خوب ،

رفتار از روي نزاکت وطبق اداب معموله ،

خوش نژاد، اشرافي.

معنی کامل و مثال‌ها

/bōn tōn´/

(فرانسه)

شیک پوشی، پیروی از مد

حسن رفتار، ادب، مبادی آداب بودن

مردم یا اجتماع پیرو مد، مدپرستان

مترادف‌ها

noun
[Fr.]
1. High mode, fashionable style, style of high life.
2. Fashionable society, people of fashion, the upper ten.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن