دیکشنری فارسی

bond (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bänd/n., adj.

● (مهجور) بنده، زرخرید، غلام

● (مهجور) در بندگی، در قید بردگی، بیگار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن