bonesetter معنی فارسی شکسته بند. معنی کامل و مثالها n.● شکستهبند (بدون پروانهی کسب رسمی) واژههای دیگر با معنی «شکسته بند.» osteopath شکسته بند، متخصص osteopathist شکسته بند، متخصص bone-setter شکسته بند