bonny or bonnie
معنی کامل و مثالها
/bän´ē/adj.
● (بیشتر در انگلیس)
● خوش سیما، تندرست و دلپذیر
a bonny lass
دخترک تو دل برو
● عالی، خوشایند (bonnie هم مینویسند)
/bän´ē/adj.
● (بیشتر در انگلیس)
● خوش سیما، تندرست و دلپذیر
a bonny lass
دخترک تو دل برو
● عالی، خوشایند (bonnie هم مینویسند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن