bonnyclabber
معنی فارسی
شير بريده .
معنی کامل و مثالها
/bän´ē klab´ǝr/n.
● شیر دلمه شده و کمی ترش (که در ایرلند دوست دارند)، شیر بریده (به طور عمدی)
شير بريده .
/bän´ē klab´ǝr/n.
● شیر دلمه شده و کمی ترش (که در ایرلند دوست دارند)، شیر بریده (به طور عمدی)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن