boo (1)
معنی کامل و مثالها
/bōō/interj., n., pl.
● هو کردن، با ایجاد صدای ((بو)) ناخشنودی یا سرزنش را ابراز کردن (مثلا در مسابقات)
the audience booed the speaker
حضار سخنران را هو کردند.
● صدای هو، بو
their boos could be heard from afar
صدای هو کردن آنها از دور شنیده میشد.