دیکشنری فارسی

boob (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bōōb/n.

● (امریکا - خودمانی - ناپسند) پستان، ممه (boobie هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن