دیکشنری فارسی

book making

معنی فارسی

شرطبندي

مترادف‌ها

noun
1. Compilation.
2. Betting, laying of odds.

واژه‌های دیگر با معنی «شرطبندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن