boom (2)
معنی کامل و مثالها
/bōōm/n., vt., vi.
● (دیرک افقی که به حاشیه پایینی بادبان وصل است تا آن را پهن و مسطح نگه دارد) تیرک، بوم، میله یا تیرچه، بازوی گردان، بازوی متحرک
a microphone boom
دستهی میکروفن
the boom of a derrick
تیر (یا بازوی) دکل حفاری
● (در آبراهها) سد ساخته شده از تیرهایی که به کف آب فرو کردهاند (برای جلوگیری از ورود قایقها)، سد آبراه، (بریدن و بازاررسانی الوارهای جنگلی) سد یا مانع در سطح آب (برای جلوگیری از پراکنده شدن الوار)
● (هواپیمایی) لولهی متحرک برای رساندن سوخت از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
● گستردن کامل بادبان (به کمک دیرک افقی)
● (معمولا با along) با سرعت و نیرو حرکت کردن (مثل کشتی بادبانی در باد موافق)، تند و با انرژی رفتن
* lower the boom
(امریکا - عامیانه) با سرعت و قاطعیت عمل کردن (به ویژه در تنبیه یا انتقاد یا حمله کردن)