boon (1)
معنی کامل و مثالها
/bōōn/n.
● (قدیمی)
● تمنا، خواهش، استدعا
the king granted his boon
سلطان تمنای او را اجابت کرد.
● سود، فایده، بهرهوری، نعمت الهی
electricity and T.V. are among the boons of civilization
برق و تلویزیون جزو نعمتهای تمدن هستند.