booth
UKbuːð
USbu:θ
معنی فارسی
غرفه جاي ويژه سايبان خيمه موقتي
معنی کامل و مثالها
/bōōth/n., pl.
● دکه، کیوسک، اتاقک، غرفه
telephone booth
کیوسک (اتاقک) تلفن
a booth on the tenth international fair of Tehran
غرفهای در دهمین نمایشگاه بینالمللی تهران
● ساختمان کوچک و موقتی، (ارتش) اتاقک نگهبان، سایبان، پاسگاه، اتاقچه، (در نمایشگاهها) خیمهی کوچک، (در رستورانها) بخش دیوارهدار که دارای یک میز و دو نیمکت است
تعریف انگلیسی
noun
- a table (in a restaurant or bar) surrounded by two high-backed benches
- small area set off by walls for special use
- a small shop at a fair; for selling goods or entertainment