دیکشنری فارسی

bootjack

معنی فارسی

چکمه کش

معنی کامل و مثال‌ها

/bōōt´jak´/n.

● چکمه‌کن (تخته‌ی چوبی برای درآوردن چکمه از پا)

ریشه و کاربرد

ریشه

From boot + lace.

مثال

  • His bootlace came undone while hiking.
  • She tied her bootlaces tightly before going for a run.
  • The bootlace snapped, and he had to replace it.

تعریف انگلیسی

noun
  1. has V-shaped notch for pulling off boots

واژه‌های دیگر با معنی «چکمه کش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن