دیکشنری فارسی

bort

UKbɔːt USbɔ:t

معنی فارسی

خرده الماس تراشدار

معنی کامل و مثال‌ها

/bôrt/n.

● بورت (الماس تیره فام و نامرغوب که در سنگ‌بری و صنعت به کار می‌رود) (bortz هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن