دیکشنری فارسی

boscage

معنی فارسی

بيشه

معنی کامل و مثال‌ها

/bäs´kij/n.

بیشه، درختستان

مترادف‌ها

noun
(also boskage)
1. Thicket, grove, shrubbery.
2. Foliage, leafage, shrubbiness, leafiness.

واژه‌های دیگر با معنی «بيشه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن