دیکشنری فارسی

bosh (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bäsh/n.

● شکم (بخش برآمده‌ی کوره‌ی گدازش فلز)، پیشخوان (در کوره‌ی بلند)، ناوه‌ی فلز سردکنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن