دیکشنری فارسی

boss around

تعریف انگلیسی

verb
  1. be bossy towards “Her big brother always bullied her when she was young” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن