دیکشنری فارسی

bossy (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/bäs´ē, bôs´ē/n.

● (امریکا) گاو، گاو شیرده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن