دیکشنری فارسی

botanist

UKbɔtənist US'bɔtənəst

معنی فارسی

گياه شناس

معنی کامل و مثال‌ها

/bät´'n ist/n.

● گیاه‌شناس، ویژه‌گر گیاه‌شناسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a biologist specializing in the study of plants

واژه‌های دیگر با معنی «گياه شناس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن