دیکشنری فارسی

bouleversement

معنی فارسی

بينظمي اغتشاش تشنج درهم ريختگي کامل.

معنی کامل و مثال‌ها

/bōōl vers män´/n.

● (فرانسه) واژگونی، زیر و رو شدن (وضع سیاسی یا اقتصادی و غیره)، معکوس شدگی، در هم ریختگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن