دیکشنری فارسی

bounty hunter

معنی کامل و مثال‌ها

● کسی که کارش دستگیری یا کشتن جنایتکاران فراری یا حیوانات مضر بود (برای دریافت جایزه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who pursues fugitives or criminals for whom a reward is offered
  2. a hunter who kills predatory wild animals in order to collect a bounty

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن