دیکشنری فارسی

bouquet

UKbukei USbu'keı

معنی فارسی

دسته گل بوي خوش مي عطر شراب

معنی کامل و مثال‌ها

/bōō kā´/n.

● دسته‌ی گل

he sent his fiancée a bouquet of yellow flowers

یک دسته گل زرد برای نامزدش فرستاد.

● بو، رایحه (به ویژه بوی شراب)

he knew wines by their bouquets

او شراب‌ها را از بویشان می‌شناخت.

تعریف انگلیسی

noun
  1. an arrangement of flowers that is usually given as a present
  2. a pleasingly sweet olfactory property

مترادف‌ها

noun
[Fr.]
1. Nosegay, bunch of flowers, posy.
2. Cluster (e. g. of gems), bunch, posy.
3. Aroma, delicate odor and flavor.

واژه‌های دیگر با معنی «دسته گل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن