دیکشنری فارسی

bourn (2) or bourne

معنی کامل و مثال‌ها

/bōrn, boorn/n.

● (قدیمی) مزر، سرحد

a country from whose bourne no traveller returns

(شکسپیر) کشوری که از کران آن هیچ مسافری بازگشت نمی‌کند.

● هدف، مقصد

● قلمرو

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن