bourn (2) or bourne
معنی کامل و مثالها
/bōrn, boorn/n.
● (قدیمی) مزر، سرحد
a country from whose bourne no traveller returns
(شکسپیر) کشوری که از کران آن هیچ مسافری بازگشت نمیکند.
● هدف، مقصد
● قلمرو
/bōrn, boorn/n.
● (قدیمی) مزر، سرحد
a country from whose bourne no traveller returns
(شکسپیر) کشوری که از کران آن هیچ مسافری بازگشت نمیکند.
● هدف، مقصد
● قلمرو
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن