دیکشنری فارسی

bowleg

معنی فارسی

پاي کج، پاي کماني.

ميزان کماني بودن پا

معنی کامل و مثال‌ها

/bō´leg´/n.

● (پزشکی) پای کمانی، پای قوسی، پای چنبری

● میزان کمانی بودن پا

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'bow' + 'leg'.

مثال

  • He was born with a bowleg.
  • The cowboy had a bowleg from years of riding.
  • Bowleg is a common condition in toddlers.

ترکیب‌های رایج

Have a bowleg Born with a bowleg Develop a bowleg Treat a bowleg

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a leg bowed outward at the knee (or below the knee)
  2. have legs that curve outward at the knees

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن