boxboard
معنی فارسی
مقواي سفت که از آن جعبه ميسازند
معنی کامل و مثالها
/bäks´bôrd´/n.
● مقوای سفت که از آن جعبه میسازند
مقواي سفت که از آن جعبه ميسازند
/bäks´bôrd´/n.
● مقوای سفت که از آن جعبه میسازند
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن