دیکشنری فارسی

boxing (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bäk´siŋ/n.

● در جعبه قرار دادن، جعبه بندی

● پوشش یا حفاظ جعبه مانند

● مقوا و تخته‌ای که از آن جعبه می‌سازند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن