boyhood
UKbɔihud
US'bɔı'hu:d
معنی فارسی
بچگي پسر بچه ها
معنی کامل و مثالها
/-hood´/n.
● پسری، پسر بودن، پسر بچگی، بچگی
he spent his boyhood in Tehran and Mashhad
بچگی خود را در تهران و مشهد گذراند.
● پسران، جوانان (مذکر)، پسربچهها