دیکشنری فارسی

brad

UKbræd USbræd

معنی فارسی

ميخ ريزه پهن

معنی کامل و مثال‌ها

/brad/n., vt.

● میخ باریک، میخ سیمی، نازک میخ، با میخ باریک محکم کردن، میخ نازک کوبیدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a small nail
  2. fasten with brads “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن