brad
UKbræd
USbræd
معنی فارسی
ميخ ريزه پهن
معنی کامل و مثالها
/brad/n., vt.
● میخ باریک، میخ سیمی، نازک میخ، با میخ باریک محکم کردن، میخ نازک کوبیدن
تعریف انگلیسی
verb
- a small nail
- fasten with brads “Somebody ----s something”