دیکشنری فارسی

brady-

معنی کامل و مثال‌ها

/brad´i/

● پیشوند: آهسته، تاخیردار، دیرآیند، کند [bradycardia]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن