دیکشنری فارسی

brain washing

UKbreinwɔʃiŋ

معنی فارسی

شستشوي مغزي ، مغزشويي

روشي که به وسيله آن و از طريق اعمال

تدابير و اعمال مختلف افکار و اعتقادات

فرد را زايل و اعتقادات ديگري را جايگزين

آن مي کنند

واژه‌های دیگر با معنی «شستشوي مغزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن