دیکشنری فارسی

brakeage

معنی فارسی

ترمز کردن گرفتن ترمز قدرت ترمز کردن نيروي وا ايستايي وا ايستايي

معنی کامل و مثال‌ها

/brāk´ij´/n.

ترمز کردن، گرفتن ترمز

قدرت ترمز کردن، نیروی وا ایستایی، وا ایستایی

واژه‌های دیگر با معنی «ترمز کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن