دیکشنری فارسی

brandied

معنی فارسی

درعرق خوابانده

معنی کامل و مثال‌ها

/bran´dēd´/adj.

● دارای براندی، آمیخته با براندی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن